سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
مقدمهء مصحح 33
مذكر احباب ( فارسى )
رابطهء دستگاه سياسى و خانقاههاى نقشبندى سبب شد تا شغل و منصب خانقاهدارى يكى از پردرآمدترين مناصب قرن 10 ه . ق . تلقى شود و پدر نثارى - سيّد پادشاه خواجه - هم يكى از خانقاهداران همين دوره شمرده مىشد « « 1 » » . مغولان هندوستان نيز در روزگار نثارى به نقشبنديهء ماوراء النهر وابستگى داشتند و به آنان ارادت مىورزيدند . بابر شاه به خواجگى نقشبندى اظهار ارادت مىكرد و دستگيرى او را آرزو مىنمود « « 2 » » . پسرش ، كامران پادشاه ، نيز به خواجه عبد الحق فرزند خواجكا و نوهء عبيد اللّه احرار ارادت مىورزيد « « 3 » » . البتّه ، آنگونه كه نثارى در مذكّر احباب اشاره دارد ، سواى نقشبنديه ، برخى از ديگر طرايق صوفيانه - كه مزاحم راه و روش نقشبنديه نبودند - در ماوراء النهر پيروانى داشتهاند . طريقهء زينيّه « « 4 » » در قرن 10 ه . ق . در بخارا بودهاند « « 5 » » . و طريقهء چشتيه نيز در اين قرن در ميانهء خراسان و فرارود وجود داشتهاند و سليمان شاه ميرزا بن خان ميرزا به طريقت آنان ارادت داشته است « « 6 » » . پيروان سلسلهء ذهبيّه حسينيّه - كه نثارى با آنان رابطه داشت - نيز در اين دوره در بخارا و خوارزم تبليغ مىكردهاند و شيخ كمال الدين حسين خوارزمى مراد ابو الفتح سلطان سعيد خان بن ابو سعيد خان بن كوچكى يحيى خان بوده ، تا جايى كه شيخ ، اين سلطان ازبك را كوهكن مىخوانده و سلطان هم همين شهرت را به حيث تخلّص خويش پذيرفته بوده است « « 7 » » . از آنجا كه سلطان مذكور بيشتر اوقات را در خانقاه مىگذرانده ، مورد اعتراض شيخ قرار گرفته است كه اين همه گرايش به خانقاه ، كمر سلطنت را مىشكند . و سلطان در پاسخ او گفته است : شيرين دهنا خاطرِ خود رنجه مفرما * هر لحظه به كوى تو اگر كوهكَن آيد اين همه تعلّق شاه و گدا به تصوّف در عصر نثارى ، البتّه ، نه از بهر ژرفاى تفكّر عرفانى بوده است بل حالتى بوده است عادى ، و از عادتهاى عصر . براى اينكه دشت برهوت تصوّف اين
--> ( 1 ) . ر . ش : همان ، 19 ( 2 ) . همان ، 47 ( 3 ) . همان ، 56 ( 4 ) . طريقهء منسوب به زين الدين خوافى ( د 838 ه . ق . ) كه شعبهاى از سهرورديهء خراسان بوده است . ( 5 ) . ر . ش : مذكّر احباب ، شمارهء 185 ( 6 ) . همان ، 64 ( 7 ) . ر . ش : همان ، 41 ، 42